هدف از انجام این تحقیق تعیین میزان تطابق محتوای کتاب مطالعات اجتماعی نهم با اعمال ذهنی و عوامل خلاقیت از دیدگاه گیلفورد بوده و روش انجام این تحقیق، توصیفی از نوع تحلیل محتوا و کاربردی بود. منبع تحلیل نیز محتوای کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم در سال تحصیلی 1401-1402 که دارای 166 صفحه، 12 فصل و 24 درس میباشد بود. در این تحقیق از شیوههای مختلف نمونه گیری استفاده نشده است. و نمونه آماری برابر با جامعه آماری منبع (تحلیل) در نظر گرفته شده است. واحد زمینه (تحلیل) در این تحقیق یک درس و واحد ثبت یک جمله انتخاب شده است. در طی انجام این تحقیق ابتدا محتوای کتاب به چهار نوع واحد تصویر، جدول، متن و سوالات و تکالیف تقسیم شد سپس مقوله های مورد نظر را با توجه به مبانی اساسی الگوی عوامل خلاقیت از دیدگاه گیلفورد تشکیل داده و درنهایت طی فرایند کدگذاری واحدهای تشکیل دهنده محتوادر مقوله های طراحی شده قرار داده شد نتایج به دست آمده درباره کل محتوای این کتاب نشان داد که در حوزه اعمال ذهنی چهارگانه، بیشترین توجه به ترتیب به حافظه شناختی، تفکر همگرا، تفکر واگرا و در نهایت تفکر ارزشیاب شده است و در بین عناصر سه گانه تفکر واگرا به ترتیب بیشترین توجه به سیالی، اصالت و انعطاف پذیری شده است. در نهایت به مولفان و نویسندگان این کتاب پیشنهاد میشود که جهت تقویت خلاقیت دانش آموزان به بعد واگرا در بین سایر ابعاد اعمال ذهنی توجه بیشتری به خرج داده، سعی در فراهم کردن شرایطی برای تفکر آزاد دانش آموزان جهت رشد خلاقیت آنها داشته باشند.